نــــرگــس خــــــور
دل نـوشته های نـرگـس کـــویــر 
لینک دوستان

انسان برای این‌که بخواهد دعایش به اجابت برسد، باید در مال و یا نعمتی که خداوند به او عطا می‌کند صرفه‌جویی و میانه‌روی داشته باشد.
یکی از مسائل اساسی که امروزه در جامعه ما از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است صرفه‌جویی در اموال عمومی و خصوصی است اگر در کارها صرفه‌جویی داشته باشیم، هرگز نعمت‌ها هدر نمی‌رود.

امام صادق (ع) درباره صرفه‌جویی در نعمت‌ها می‌فرمایند: دعای چهار کس مستجاب نمی‌شود... و مردی که مالی داشته و آن را تباه کرده است و می‌گوید: پروردگارا به من روزی ده؛ و خداوند می‌فرماید: «مگر به تو فرمان ندادم که صرفه‌جو باشی؟»

امام صادق (ع) به روایت از پیامبر(ص) می‌فرمایند: هر کس در معیشت خود میانه‌روی (و صرفه‌جویی) کند، خدا روزی او را می‌رساند؛ و هر کس تبذیر (و ولخرجی) کند، محرومش می‌سازد.

امام صادق (ع) می‌فرمایند: ملاحظه داشتن در امور معاش، بهتر است از فراوانی مال.

امام صادق (ع) می‌فرمایند: اگر مردی همه آن‌چه را که دارد در راهی از راه‌های خدا انفاق کند، کاری نیک نکرده و توفیقی نیافته است، مگر خدای متعال نفرموده است: به دست خویش خود را به مهلکه (تباهی، عاقبت تباه) میفکنید، و به نیکویی رفتار کنید، که خداوند نیکو رفتاران را دوست می‌دارد، یعنی صرفه‌جویان را.


منبع:

الحیات، محمدرضا حکیمی

[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]

[ یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]

در شب شعر «به صرف شعر» که در کتابخانه وزارت امور خارجه و به میزبانی محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت یازدهم برگزار شد، افشین علاء، شاعر شعر طنزی را به جواد ظریف تقدیم کرد. شعری که خواندنش با خنده‌های ممتد ظریف همراه بود.

در ادامه شعر افشین علاء را می‌خوانید:

 

«باید به دیپلماسی همچون ظریف باشی

اینگونه دشمنان را شاید حریف باشی

هم بذل و بخشش و جود هم کسب پوئن و سود

باید جواد باشی باید ظریف باشی

خوشتیپ و خوش بر و رو خندان و شیک چون او

در چشم کس نباید خوار و خفیف باشی

دیوانه‌ای ترا گر موسای اشعری خواند

پاسخ نده نباید چون او سخیف باشی

بسیار بشنو اما کم ده جواب زیرا

دور از وزیر باید مانند قیف باشی

گاهی سه تیغه شاید، یک چند ریش باید

با ریش یا که بی‌ریش باید نظیف باشی

در دام دست دادن با بانوان نیفتی

باید ولی بهرحال خیلی لطیف باشی

گر صندلیت جایی نزدیک خانمی بود

در خود مچاله گردی باید نحیف باشی

باید ز حد شرعی نزدیکتر نگردی

در نزد کاترین اشتون باید عفیف باشی

در پشت میز چشمت باشد به چشم دشمن

اما مراقب جیب با پول کیف باشی

از گفت‌وگو چه باکت؟ جان تو پاک باید

هر چند روبرو با شخصی کثیف باشی

حمام دیپلماسی لغزنده است باید

هم سنگ پای قزوین هم مثل لیف باشی

باید شبیه شوهر با زن، دو جور باشی

گاهی قوی بمانی گاهی ضعیف باشی

تا دیپلمات دشمن دست تو را نخواند

باید شبیه خط هیروگلیف باشی

کوته سخن، سیاست هر چند حقه‌بازی‌ست

مثل ظریف اما باید شریف باشی»


 

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]

شبانی با پدر گفت ای خردمند
                 مـرا تعلیم ده پـیـرانـه یک پـنـد
بگفتـا نیک‌مردی کن نـه چندان
                 که گردد چیره گرگِ تـیـز دندان

[ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]
کتاب‌های قدیمی را که باز می‌کنی به جای اسامی پر از القاب خان، میرزا، سلطنه، دوله، گرفته تا ملا و سید و ... هزار و یک عنوان دیگر و حتی گاهی چند تا از این القاب در کنار هم بود نام‌هایی که مشخص نبود بخش اصلی این نام چیست.

به گزارش ایسنا، تکبر، تملق و تحقیر مایه اصلی بسیاری از این القاب در گذشته بوده است. اوضاع به این شکل ادامه داشت تا اینکه در دهه‌های نخست قرن 14 شمسی نسخه اجباری شدن نام خانوادگی برای ایرانیان پیچیده شد، اما با گذشت زمان کم کم احساس شد که اجبار برای انتخاب نام خانوادگی چندان اثربخش نبوده چرا که نوادگان ناراضی از حسن سلیقه اجداد به دنبال تغییر نام خانوادگی خود می‌رفتند.

نام خانوادگی یا نام فامیل یا فامیلی بخشی از نام یک شخص است که تعلق فرد را به یک فامیل یا خانواده بیان می‌کند و یکی از موضوعاتی است که با مقوله هویت، ارتباط ناگسستنی دارد. همچنین در اغلب جوامع نام‌خانوادگی یکی از اقلام اصلی تعیین‌کننده هویت و رابطه نسبی افراد است.

شناسنامه قدیمی

در سال ۱۳۰۴ لوایحی به تصویب مجلس شورای ملی رسید که بر اساس آن القابی که تا پیش از آن برای ایرانیان انتخاب می‌شد منسوخ و انتخاب نام خانوادگی برای کلیه اتباع ایران اجباری شد. براساس این قانون تازه تصویب شده پس از ابلاغ این قانون به کار بردن القاب و عناوین بجز«آقا» و «بانو» برای خطاب کردن افراد ممنوع و بنا شد تا آنان اسم و شهرت خانوادگی نیکو برای خود انتخاب کنند. البته تا پیش از این لایحه نیز، نام فامیل در ایران به اهل علم و هنر، روشنفکران و صاحب منصبان دولتی اختصاص داشت و مردم عادی با نام پدر و جد، شغل یا حرفه یا القاب شناخته می‌شدند.

در واقع قبل از آن نیز اختصاص نام‌خانوادگی به اشخاص در ایران، برمی‌گردد به سال 1297 شمسی یعنی زمان تاسیس سجل احوال ممکلتی و ماده سوم قانون مصوب آن، که مقرر شد هر رئیس خانواده برای خانواده خود نام مخصوص اختیار کند و اینکه نام خانوادگی تخصیص یافته به نام او ثبت و از آن طریق به هر یک از افراد خانواده او تعلق می‌گرفت و همگی به همان نام منصوب می‌شدند.

در نهایت با تصویب قانون مدنی کشور در سال 1313 ثبت‌ نام‌خانوادگی نیز، اجباری شد و بر اساس این قانون، سرپرست خانواده باید برای خانواده خود نام‌خانوادگی انتخاب می‌کرد و نام خانوادگی تخصیص یافته از سوی وی به سایر افراد خانواده‌اش هم اطلاق می‌شد؛ از آن زمان تاکنون بیش از چهار نسل از ایرانیان به این نام‌های خانوادگی خوانده می‌شوند.

نام‌خانوادگی بر اساس محل اسکان قوم و نام یا شهرت بزرگ خاندان، پدر، پدربزرگ و جد، گاهی هم شغل یا حرفه یا یک ویژگی بدنی یا انتخاب می‌شد. امروزه در بین اتباع ایرانی بیش از 10 هزار واژه نام‌خانوادگی وجود دارد که از این میان محمدی بیشترین فراوانی و پس از آن حسینی، احمدی، رضائی، مرادی، حیدری، کریمی، موسوی، جعفری، قاسمی، عباسی، رحیمی، ابراهیمی، زارعی، محمودی، محمودی، غلامی، اکبری، میرزائی و قربانی به ترتیب بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده‌اند.

اسامی ناخواسته نوادگانی که القاب‌ تحمیلی دارند

پس از چندی که نام‌های خانوادگی به مرور زمان در زندگی افراد نفوذ کرد و اهمیت آن روشن شد بسیاری از افراد دیدند که اسامی خانوادگی که به هر دلیلی انتخاب کردند چندان برای مناسبات اداری مقبول نیست و ممکن است بار معنایی ناخوشایندی برای آین افراد به دنبال اشته باشد. در گذر زمان این اهمیت کم‌کم بیشتر خودنمایی کرد ، هرچند که از ابتدا نیز به ایرانیان شرایط کاملا تشریح شده بود.

حدود یک سال پس از اجباری شدن نام خانوادگی ابلاغیه‌ای از طرف اداره سجل احوال و احصائیه کشوری به کلیه ادارات سجل احوال و احصائیه ابلاغ شده که در روزنامه اطلاعات در تاریخ 30 مرداد ماه 1314 نیز منتشر شده است.

متن این ابلاغیه به شرح زیر است:

" از نقطه نظر دستور قانون که انتخاب نام خانوادگی را برای افراد ضرور دانسته، معلوم است که قانون از نقطه نظر اصول اجتماعی، تعیین خانواده‌های اتباع دولت شاهنشاهی را در اولین درجه اهمیت تلقی کرده است. بدیهی است اسم‌های عادی باعث تعیین می‌گردد و در جامعه متمایل و متشابه است. ای بسا افراد که نام او احمد و یا محمود است پس تعیین نام خانوادگی است که بتواند موقعیت یک فرد را در هر جهت خاطرنشان جامعه نماید.

قانون تشریفات مخصوص برای این اسم در نظر گرفته و در ردیف اسم اصلی آنرا از هر گونه تعرض مصون قرار داده است. متاسفانه تاکنون افراد جامعه متوجه این خصوصیات نگردیده و غالبا مشاهده می‌شود اسامی خانوادگی منتخب مناسب شئون و حیثیات افراد نبوده بلکه موهن این نژاد تاریخی به شمار رفته و با قیدهای مخصوصی مقید گردیده که نه تنها قابل استفاده و استعمال نبوده (مثل خضرائی پدرام تهرانی، حاجی ابراهیمی قزوینی فرد و امثال آن) بلکه اسباب مسخره به شمار می‌رود. اداره سجل احوال وظیفه دار است که علاوه از تثبیت شخصیت و احراز هویت اشخاص حییات و شئون را نیز از هرجهت محفوظ و با اسلوب منظمی تثبیت نماید. تاکنون مامورین سجل احوال از این جهت با افراد جامعه مساعدتی نکرده و آنها را به منظور قانون راهنمایی نموده‌اند و هرگونه الفاظ غیرمتجانس و مرکب و اضافی و مخلوط و غلط را به نام خانوادگی تلقی و در اوراق هویت و مستندات قانونی آن وارد کرده‌اند. بنابراین با مطالعات لازمه نمونه نام خانوادگی را متناسب با شئون اجتماعی باشد و هر کس بتواند در خور زندگانی خود مناسب شغل و مقام و حرفه در آن استفاده نماید. به ضمیمه این متحدالمال به توسط نواحی و حوزه‌ها و دفاتر و شعب در دسترس عموم می‌گذارد و ضرورت دارد که افراد کشور را به حسن انتخاب این نام راهنمایی نموده و نمونه این نامهای خانوادگی که مرتبا تکمیل و ارسال می‌شود با مسند بیان تشریک مساعی نموده و حییات افراد کشور را محفوظ دارید و از طرف مامورین هیچگونه اقدامی راجع به نام خانوادگی اشخاص و احضار آنها نخواهند گردید که خود با طیب خاطر برای خود نام خانواده مناسب انتخاب نمایند.

در اطراف نام خانوادگی خود امعان نظر کرده و نواقص آنرا رفع و در حسن انتخاب اسم ساعی باشند و بدانند اسم اعم از اسم شخص و خانوادگی تاثیر تامی در زندگانی داشته و قسمت اعظم تقدم و تاخر در شئون اجتماعی منوط به حسن یا سوء انتخاب اسماء است. ذیل هر یک از صفحات نام خانوادگی که ضمیمه است به امضای رئیس اداره سجل احوال ممضی است.

رئیس اداره احصائیه و سجل احوال سرتیپ درکاهی"

مدیرکل اسناد هویتی سازمان ثبت احوال کشور، می‌گوید: 5 میلیون و پانصد و هجده هزار و 973 نفر از دهه هفتاد تاکنون برای تغییر نام خانوادگی اقدام کردند که این تعداد متناسب با افزایش جمعیت افزوده می شود. در حال حاضر سالیانه بیش از 90 هزار تقاضا برای تغییر نام وجود دارد.

اسماعیلی علت‌های تغییر نام خانوادگی را در 4 بخش اصلی تقسیم کرد و افزود: مشکل ساختاری که شامل غلط املائی،طولانی بودن، ثقیل بودن یا پیچیدگی در لفظ در اولین گروه این علت است اما اشکال محتوایی نیز که یکی دیگر از دلایل تغییر نام است به طور مثال نامناسب بودن معنی و مفهوم نام خانوادگی مانند بی دین، شه پرست یا داشتن نام‌خانوادگی مغایر با ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی همچون بزدل، گدا، پالانی، چاپلوس، دوری از عناوین و القاب زشت و ناپسند و یا بیکانه بودن واژه های تشکیل دهنده نام خانوادگی همه از دلایلی است که به واسطه آن افراد می توانند برای تغییر تام خانوادکی درخواست بدهند.

تغییر پایگاه اجتماعی و یا قرار گرفتن در موقعیت روانشناختی جدید همچون ارتکاب جرائم موثر کیفری یکی از اعضای خانواده ، اجرای احکام نسب و نفی ولد، تشرف به دین مبین اسلام و یا براساس بند شش ماده 976 قانون مدنی در صورت ازدواج زن خارجی با مرد ایرانی نیز به افراد اجازه تغییر نام خانوادگی می دهد. قانون همچنین به افرادی که کژتابی لفظی و معنایی باعث تداعی معانی نامناسب دیگر از نام خانوادگیشان می‌شود نیز اجازه تغییر نام خانوادگی را داده است.

مدیرکل اسناد هویتی سازمان ثبت احوال کشور با بیان این که اشخاص می‌توانند در مواردی درخواست تغییر نام خانوادگی کنند، افزود: اگر نام خانوادگی از واژه‌های نامناسبی مانند پالانی، بیچاره، گدا و غیره و یا بیش از دو کلمه مانند خنجری برار عزیزی، امیری آقبلاغ رستم خان، امیری پور مقدم و یا مرکب از واژه‌های خارجی همچون علی‌ اُف، چارلتون، جانسون باشد. علاوه بر آن هرگاه نام خانوادگی از کلمات مذموم یا مغایر با ارزش‌های فرهنگ اسلامی مانند بی دین، شیطان پرست، شاه پرست باشد و یا از واژه‌های منسوب به مناصب یا القاب و عناوین همچون سرهنگ، خان، مهندس در آن استفاده شده باشد دارنده آن نام خانوادگی می‌تواند به ثبت احوال مراجعه و نام خانوادگی خود را تغییر دهد.

به گفته وی، اگر نام خانوادگی از اسامی محل یا منسوب به محل و نامناسب باشد و یا هر گاه محکومیت کیفری موثر برای یکی از افراد خانواده (پدر، جد پدری، فرزند، برادر، خواهر و عمو) بوده و داشتن آن موجب ننگ و سرافکندگی باشد با ارائه رونوشت مصدق دادنامه قطعی دادگاه میتوان اقدام به تغییر نام خانودگی کرد.

اسماعیلی در این زمینه می‌گوید: هرگاه تغییر نام خانوادگی به منظور وحدت با نام خانوادگی پدر، جد پدری، فرزند، برادر، خواهر و عمو باشد. و تغییر نام خانوادگی به منظور حفظ وحدت با نام خانوادگی مردی که مادر پس از فوت پدر طفل با وی مزاوجت می‌نماید، با رعایت سایر مقررات مربوطه بلااشکال است. همچنین بر اساس ماده 42قانون ثبت احوال نیز تغییر نام خانوادگی زن به تبعیت از شوهر ممکن خواهد بود.

مدیرکل اسناد هویتی سازمان ثبت احوال کشور با اشاره به این که اشخاص می‌توانند در مواردی پیشوند یا پسوند نام خانوادگی خود را حذف کنند، افزود: اگر نام خانوادگی ترکیبی از یک واژه و نام محل یا منسوب به محل مانند: افتخاری علی آبادی، تبریزی راد منش ویا ترکیبی از یک واژه و نام یک ایل یا طایفه همچون زراسوند احمدی، محسنی قشقائی و ترکیبی از یک واژه و نام یکی از حرف و مشاغل مانند بنکدار قاسمی، احمدی نقاش باشد، می‌تواند برای حذف پیشوند یا پسوند نام خانوادگی خود اقدام کنند. همچنین هرگاه پیشوند یا پسوند نام خانوادگی فردی حرف، عدد یا کلمه زائد مانند م قاسمی، شکوهی صفت، مرحومه حسنی و یا ترکیبی از یک واژه و نام یکی از رنگ‌ها یا نام یک حیوان و یا شی باشد نیز می‌توان برای حذف این واژگان به ثبت احوال مراجعه کنند.

اسماعیلی تعداد بالای واژه‌های نام خانوادگی را یکی دیگر از دلایل قابل قبول برای حذف عنوان کرده و می‌افزاید: برخی از این نام خانوادگی‌های طولانی عبارتند از علاف هوشیار علی گورکی، آقا میرزا محمدعلی شیرازی، امیری آقبلاغ رستم خان، حسین زاده روز گذران خوش قلب،عرب خابوری تلک آبادی، ترمه بافت ساکن شیراز از جمله نام خانوادگی های طولانی است.

به گفته او، طولانی‌ترین نام خانوادگی که داشته‌ایم دارای 35 کاراکتر (حرف) بوده است.

مدیرکل اسناد هویتی سازمان ثبت احوال تاکید می‌کند: برخی از واژه‌های غیرمتعارف، مستهجن و دارای معنای نامناسب که اقدام به تغییر نام خانوادگی کرده‌اند که عبارت از گرگی، گوش بر، دو کله، سوراخ، عملی، پیاده، سواره، تیغ زن، کچل وند، گاوی، پالان دوز، قوری، پیش دستی، بزهکار، دویستی، دل کبابی، شمری، حلقه به گوش، کلوچه، ببری، فلفلی، خوکچی، زیغ، هزار تومانی، چرت، چرمی، سبزی خشک، حقیر، مزدور اول است. استفاده از اسامی این چنینی به عنوان نام خانوادگی نشان دهنده این است که در آن دوران کسی لزوم حسن انتخاب نام خانوادگی را به عنوان نام خانوادگی در نیافته بود بنابراین اداره احصاییه با انتشار مطلبی در روزنامه اطلاعات در این زمینه اطلاع‌رسانی کرد.

به گفته محسن اسماعیلی - مدیرکل اسناد هویتی سازمان ثبت احوال کشور با بیش از 90 درصد تقاضاها برای تغییر نام خانوادگی موافقت می‌شود هر چه باشد کسی نمی‌تواند تاثیر آن را در روابط اجتماعی به راحتی نادیده بگیرد.
[ دوشنبه بیستم مرداد 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]
  انا لله و انا الیه راجعون

و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی ، جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید .

عالم اندیشمند و مححقق فاضل سید حسن  موسوی احمد آبادی در روز عید فطر به دیار باقی شتافت.
 آرامش، سادگی، اندیشه نمودن در کارها، صبوری و تحمل ، بدون ادعا و توقع بودن از صفات این اندیشمند فاضل بود .
 
روحش شاد و یادش گرامی باد
[ جمعه دهم مرداد 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]

گلوله های سربی، بمباران و موشک، واژه های نام آشنای کودکانی است

که بی تفهیم جرم در دادگاه وجدان های خفته درندگان انسان نما،

محکوم به غسل با خون و حبس ابد در گورهای خاموش سرزمینی می شوند

که حق آب و گلش را اشغالگران زیر سوال برده اند.

[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]

عثمان ابن حنیف انصاری، فرماندار بصره بود. پایش لرزید و به مهمانی یکی از سرمایه داران بصره رفت.
سیستم کنترل مدیران ارشد در نظام حاکمیت علوی، به امیرالمومنین علیه السلام گزارش دادند که عثمان، پایش لرزیده است.

امام علی علیه السلام ابتدا این عمل عثمان را نکوهش کردند و فرمودند:

"پس از ياد خدا و درود!
اى پسر حنيف، به من گزارش دادند كه مردى از سرمايه داران بصره، تو را به مهمانى خويش فرا خواند و تو به سرعت به سوى آن شتافتى،
خوردنيهاى رنگارنگ براى تو آوردند، و كاسه هايى پر از غذا پى در پى جلوى تو مى نهادند،
گمان نمى كردم مهمانى مردمى را بپذيرى كه نيازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند،
انديشه كن در كجايى؟
و بر سر كدام سفره مى خورى؟
پس آن غذايى كه حلال و حرام بودنش را نمى دانى دور بيافكن، و آنچه را به پاكيزگى و حلال بودنش يقين دارى مصرف كن."

سپس امام درس بزرگی برای حاکمان اسلامی به میراث گذاشتند و فرمودند:
"آگاه باش!
هر پيروى را امامى است كه از او پيروى مى كند، و از نور دانشش روشنى مى گيرد،
آگاه باش!
امام شما از دنياى خود به دو جامه فرسوده، و دو قرص نان رضايت داده است، بدانيد كه شما توانايى چنين كارى را نداريد اما با پرهيزكارى و تلاش فراوان و پاكدامنى و راستى، مرا يارى دهيد.
پس سوگند به خدا! من از دنياى شما طلا و نقره اى نياندوخته، و از غنيمتهاى آن چيزى ذخيره نكرده ام، بر دو جامه كهنه ام جامه اى نيفزودم، و از زمين دنيا حتى يك وجب در اختيار نگرفتم و دنياى شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچيزتر است."

"وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
اِلى عُثْمانَ بْنِ حُنَيْف الاَْنْصارِىِّ وَ هُوَ عامِلُهُ عَلَى الْبَصْرَةِ، وَ قَدْ بَلَغَهُ اَنَّهُ دُعِىَ اِلى وَليمَةِ قَوْم مِنْ اَهْلِها فَمَضى اِلَيْها اَمّا بَعْدُ، يا بْنَ حُنَيْف، فَقَدْ بَلَغَنى اَنَّ رَجُلاً مِنْ فِتْيَةِ اَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعاكَ اِلى مَأْدُبَة فَاَسْرَعْتَ اِلَيْها، تُسْتَطابُ لَكَ الاَْلْوانُ، وَ تُنْقَلُ اِلَيْكَ الْجِفانُ ; وَ ما ظَنَنْتُ اَنَّكَ تُجيبُ اِلى طَعامِ قَوْم عائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ، وَ غَنِيُّهُمْ مَدْعُوٌّ. فَانْظُرْ اِلى ما تَقْضَمُهُ مِنْ هذَا الْمَقْضَمِ، فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ، وَ ما اَيْقَنْتَ بِطيبِ وَجْهِهِ فَـنَــلْ مِـنْــهُ .

اَلا وَ اِنَّ لِكُلِّ مَأْمُوم اِماماً يَقْتَدى بِهِ، وَ يَسْتَضىءُ بِنُورِ عِلْمِهِ.
اَلا وَ اِنَّ اِمامَكُمْ قَدِ اكْتَفى مِنْ دُنياهُ بِطِمْرَيْهِ، وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ.
اَلا وَ اِنَّكُمْ لاتَقْدِرُونَ عَلى ذلِكَ، وَلكِنْ اَعينُونى بِوَرَع وَ اجْتِهاد، وَ عِفَّة وَ سَداد. فَوَ اللّهِ ما كَنَزْتُ مِنْ دُنْياكُمْ تِبْراً، وَ لاَ ادَّخَرْتُ مِنْ غَنائِمِها وَفْراً، وَ لا اَعْدَدْتُ لِبالى ثَوْبى طِمْراً. "

[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]

  شهید سیدعلی اندرزگو در رمضان سال ۱۳۱۸ ش در تهران به دنیا آمد.

سختی معیشت، او را از تحصیل بازداشت و به کار گمارد، ولی در همان حال به علوم دینی روی آورد و دروس فقه و اصول را طی کرد.

شهید اندرزگو در نوجوانی با شهید نواب صفوی آشنا شد و در ستم‏ستیزی، از او الهام گرفت. وی در قیام ۱۵ خرداد، به عرصه مبارزه با رژیم گام نهاد و مورد تعقیب مزدوران ساواک قرار گرفت. شهید اندرزگو پس از قیام ۱۵ خرداد دستگیر شد و در زیر شکنجه‏های سخت، لب به سخن نگشود تا آزاد گردید. از آن زمان، وارد شاخه نظامی هیئت مؤتلفه اسلامی شد و در اولین اقدام، در اعدام انقلابی حسنعلی منصور، سرسپرده آمریکا و عامل تصویب کاپیتولاسیون و تبعید امام خمینی(ره) همکاری نمود. در آن ترور، شهید اندرزگو با این که بیشتر از ۱۹ سال نداشت، اما نقش مهمی ایفا کرد. 

در روز دوم شهریور ۱۳۵۷ رژیم، به شدت در تعقیب او بود و شهید اندرزگو مجبور شد که دائماً جابجا شود.

این انقلابی نستوه برای این که مورد شناسایی ساواک قرار نگیرد، با نام‏های مستعار و قیافه‏های متفاوت آشکار می‏شد.

اندرزگو، نقش مهمی در وارد کردن اسلحه به ایران برای مبارزه مسلحانه با رژیم داشت و برای این منظور به کشورهای دیگری سفر می‏کرد.

ساواک پس از سال‏ها تعقیب و گریز، سرانجام با کنترل مکالمات تلفنی مناطق وسیعی از تهران، او را شناسایی نمود و دریافت که در ۱۹ ماه مبارک رمضان مهمان یکی از دوستان خواهد بود. محل، مورد محاصره قرار گرفت و شهید که راه فرار نمی‏دید، اسنادی را که در جیب داشت به دهان برد و خورد تا به دست ساواک نیافتند. دژخیمان رژیم پس از درگیری که با او پیدا کردند، او را مجروح ساختند.

با این حال، از این می‏ترسیدند که اندرزگو، به خودش مواد منفجره بسته باشد. این شهید والامقام سرانجام، طی این درگیری در دوم شهریور ۱۳۵۷ با زبان روزه در ۳۹ سالگی شربت شهادت نوشید و به آرزوی دیرینه‏اش دست یافت.

شهید اندرزگو قصد ترور شاه را داشت که شهادتش مانع انجام این نقشه گردید.

 

بله در آن روز یعنی ۲ شهریور ۱۳۵۷ ماموران ساواک مثل کرکس های گرسنه، احاطه اش کرده بودند و او در حوالی شهادت، نگاهش به اشاره آسمان بود!

آن ها که باقی ماندگان لشکر یزید بودند، می پنداشتند، یک نفر را محاصره کرده اند، امّا او تنها نبود؛ یک تاریخ، به طول تمام شهادت ها و به عرض تمام اعتقادات و باورها، با او بود.

او آن روز تنها پرچمدار میدان شده بود و می خواست نام خویش را در خیل انصار اللّه ثبت کند. طاغوتیان که هر موضوعی را تنها با عینک های دودی حلاّجی می کردند، آن روز غرق در غرور مسلسل هایشان، آماده شلیک، منتظر کسی بودند که با دهان «روزه» قصد «قربت» کرده بود تا به دیدار حضرت دوست برسد؛ رسیدنی عاشقانه!

کوچه ها را اضطرابی عجیب فرا گرفته بود و به جنایتی می اندیشیدند که در حال وقوع بود! چهره نورانی اش که از شهود شهادت می درخشید، نمایان شد و ناجوانمردان مزدور از هر طرف به سمت او آتش گشودند.

گویی فضای درگیری، صحنه های عاشورایی را به نمایش گذاشته است و تعزیه حق و باطل می خواهد به حقیقی ترین شکل، حوادث را مرور کند!

دشمنان صف آرایی کرده بودند، امّا بسیار ناجوانمردانه!

صدای شلیک گلوله ها، فضای سکوت زده دل ها را، بی هیچ اعتراض می شکست و او تنها به جویبار خون می نگریست! با زبان خشک و عطشناک قادر به سخن نبود؛ گویی در دلش زمزمه ای جان گرفته است. شاید شکر از موهبت شهادت! شاید بیان آخرین شهادتین! شاید زیارت عاشورا و آخرین روضه جدش حضرت اباعبداللّه علیه السلام زخم های بی شمارش را می دید، امّا هیچ ناله و شکوه ای نداشت!

انگار غرق خطبه های حضرت زینب شده بود! آن چه می دید، مثل تبسمش زیبا بود! اصلاً برای عاشق، چه زیبایی بالاتر از شهادت و رسیدن به آرزوی دیرینه وصال! درست مثل حضرت مسلم علیه السلام تنهایش گذاشتند!

حتی یک نفر از آن مزدورها نپرسید که «سیّد» گناهش چه بود؟!

سیدی که موعظه اهالی ظلم را، تنها از راه «سلاح» می دانست تا به «اصلاح» خویش بیندیشند! سیدی که هیچ مرزی جلودار هدف شکوهمندش نبود و خویشتن را وقف مبارزه با طاغوت کرده بود! سیدی که با اقتدا به جدش، تنها به وظیفه و تکلیف خویش می اندیشید و مصالح دین را به مطامع شخصیت ترجیح داده بود.

روزی که زبان ها را قدرت اعتراض و گلوها را توان فریاد نبود، غریو فریادش همراهِ «گلوله ها» و «اعلامیه ها»، خواب اهریمن را می آشفت!

او پایان خویش را حدس زده بود؛ پایانی که بهترین، زیباترین و خوش گوارترین قصه ها را همراه خواهد داشت!

پایانی که با اذان صبح نیّت شده بود تا افطاری را مهمان سفره عاشوراییان بشود! گویی برای همیشه، نسیم یادش، در حال وزیدن است و روح متهورش در زمان و مکان جاری شده است!

وجودش برای همیشه در بهاران آکنده از آزادی، خالی است؛ امّا یادش گرامی ترین فصلِ به یادگار مانده از کتاب انقلاب اسلامی است که عطر سیب می دهد! «شهید سیدعلی اندرزگو» شهادت را به ستم پذیری و تسلیم مقابل دژخیمان طاغوت ترجیح داد و با پروازی سرخ، به بی کران رحمت الهی پیوست.

روحش قرین رحمت ابدی و شفاعتش دستگیرمان در روز جزا باد!

[ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]

 

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]

امام حسن ـ علیه السلام ـ دارای قلبی پاك و رئوف نسبت به دردمندان و تیره بختان جامعه داشتند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و كم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن ترتیب اثر می‌دادند، و در این حركت انسان‌دوستانه جز خداوند را مدّنظر نداشتند نیز هیچ‌گاه هر ضعیف، ناتوان و درمانده، ناامید از درب خانه آن حضرت برنمی‌گشت، حتّی خود ایشان به سراغ فقرا می‌رفتند و آن‌ها را به منزل دعوت می‌كردند و به آن‌ها غذا و لباس می‌دادند.1

امام حسن ـ علیه السّلام ـ تمام توان خویش را در راه انجام امور نیك و خداپسندانه به كار می‌گرفت و اموال فراوانی در راه خدا می‌بخشید، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگانی پر افتخار ایشان، بخشش‌های بی‌سابقه و انفاق‌های بسیار بزرگ و بی‌نظیری ثبت كرده‌اند. آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج كردند و سه بار نیز ثروت خود را به دو نیم كردند و نصف آن را برای خود و نصف دیگر را در راه خدا به فقرا بخشیدند.2

از ابن شهر آشوب روایت شده كه روزی امام حسن ـ علیه السّلام ـ بر جمعی از گدایان گذشت كه پاره‌ای چند از نان خشك‌ها را بر روی زمین گذاشته‌اند و می‌خورند، چون نظر ایشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت كردند و حضرت از اسب پیاده شدند و فرمودند: خدا متكبّران را دوست نمی‌دارد و با ایشان نشستند و از طعام ایشان تناول كردند و سپس از همه گدایان خواستند كه برای صرف غذا به خانه حضرت بروند و حضرت بر ایشان طعام‌هایی نیكو حاضر ساختند و به لباس‌های فاخر همه آن‌ها را مزیّن ساختند.3

تاریخ از بخشندگی‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستان‌های فراوان به یاد دارد مثلاً روزی عربی به نزد ایشان آمد و درخواست كمك كرد و امام دستور دادند كه آنچه موجود است به او بدهند و قریب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابی بخشیدند.4

نسبت به كرامت‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستان‌های زیادی در تاریخ آورده شده است كه جای ذكر همه آن‌ها نیست. امّا وقتی از خود امام پرسیدند، چرا هرگز سائلی را ناامید برنمی‌گردانید؟ فرمودند: من هم به درگاه خدا سائلی هستم و می‌خواهم كه خدا محروم نسازد و شرم دارم كه با چنین امیدی سائلان را ناامید كنم. خداوندی كه عنایتش را به من ارزانی می‌دارد، می‌خواهد كه من هم به مردم كمك كنم،5 لذا به خاطر این بخشندگی‌ها و كارهای نیكویی كه از امام حسن ـ علیه السّلام ـ در مسیر خیر، احسان و كمك به طبقات درمانده و نیازمند انجام می‌گرفت و آنچه را كه داشت به آن‌ها می‌بخشید باعث شده كه به ایشان كریم اهل بیت گفته شود.

پس با توجه به كرامت‌ها و بخشش‌های كم‌نظیر و گاهی بی‌نظیر آن امام بزرگوار لقب «كریم» برازنده آن حضرت است. البته باید توجه داشت كه همه ائمه نور واحد هستند و همه دارای تمام فضایل و كرامات هستند. هر چند كه شرایط زمان و مكان در بروز و برجسته‌تر شدن برخی از اوصاف آن‌ها دخیل بوده است.

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]

امام علی علیه السلام پس از بازگشت از جنگ صفین در سال 38 هجری، در سرزمینی بنام "حاضرین" ضمنِ نامه ای بلند بالا (نامه 31 نهج البلاغه) خطاب به امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند:

"يَا بُنَيَّ!
اِجْعَلْ نَفْسَكَ مِيزَاناً فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اِكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا وَ لاَ تَظْلِمْ كَمَا لاَ تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ وَ أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْكَ وَ اِسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَيْرِكَ وَ اِرْضَ مِنَ اَلنَّاسِ بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِكَ وَ لاَ تَقُلْ مَا لاَ تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ وَ لاَ تَقُلْ مَا لاَ تُحِبُّ أَنْ يُقَالَ لَكَ وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلْإِعْجَابَ ضِدُّ اَلصَّوَابِ وَ آفَةُ اَلْأَلْبَابِ فَاسْعَ فِي كَدْحِكَ وَ لاَ تَكُنْ خَازِناً لِغَيْرِكَ وَ إِذَا أَنْتَ هُدِيتَ لِقَصْدِكَ فَكُنْ أَخْشَعَ مَا تَكُونُ لِرَبِّكَ."

اى پسرم!
نفس خود را ميزان خود و ديگران قرار ده،
پس آنچه را كه براى خود دوست دارى براى ديگران نيز دوست بدار، و آنچه را كه براى خود نمى پسندى، براى ديگران مپسند،

ستم روا مدار
، آنگونه كه دوست ندارى به تو ستم شود،
نيكوكار باش، آنگونه كه دوست دارى به تو نيكى كنند، و آن چه را كه براى ديگران زشت مى دارى براى خود نيز زشت بشمار، و چيزى را براى مردم رضايت بده كه براى خود مى پسندى،
آنچه نمى دانى نگو، گرچه آنچه را مى دانى اندك است،
آنچه را دوست ندارى به تو نسبت دهند، درباره ديگران مگو،

بدان كه؛
خود بزرگ بينى و غرور، مخالف راستى، و آفت عقل است،
نهايت كوشش را در زندگى داشته باش،
و در فكر ذخيره سازى براى ديگران مباش،
آنگاه كه به راه راست هدايت شدى، در برابر پروردگارت از هر فروتنى خاضع تر باش.

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]

امام حسین عليه السّلام فرمود:

 اءَهْلَكَ النّاسَ إ ثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.

دو چيز مردم را هلاك و بيچاره گردانده است :
يكى ترس از اين كه مبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند.
و ديگرى فخر كردن - در مسائل مختلف - و مباهات بر ديگران است .

[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]

از بیت المال مسلمین برای خودش خانه خریده بود. و البته ظواهر قانونی کار را طوری چیده بود که کسی بویی نبَرد؛ به هرحال خودش قاضی است و راههای فرار از قانون را بهتر از هرکسی می داند.
شریح بن حارث سالها بود که قاضی بود و جزو کارگزاران جا افتاده در حاکمیت اسلامی شده بود. برخورد امام با او، و کلام فصیح و بلیغ و بی نظیر مولای مان، خطاب به شریح، درسی است که خواندن آن برای همه آنها که دستشان به بیت المال میرسد، واجب است.

به امیرمومنان حضرت علی علیه السلام خبر دادند که شریح بن حارث که از قضات منصوب امام بود، خانه ای به قیمت 80 دینار خریده است.
امام او را احضار کردند و به او فرمودند: " به من خبر دادند خانه ای به 80 دینار خریده ای، و سندی برای آن نوشته ای، و گواهانی آن را امضاء کرده اند؟"
شریح گفت: آری امیر مومنان!
امام علی علیه السلام نگاه خشم آلودی به او کردند و فرمودند:

"اى شريح! به زودى كسى به سراغت مى آيد كه به نوشته ات نگاه نمى كند، و از گواهانت نمى پرسد، تا تو را از آن خانه بيرون كرده و تنها به قبر بسپارد.
اى شريح! انديشه كن كه آن خانه را با مال ديگران يا با پول حرام نخريده باشى، كه آنگاه خانه دنيا و آخرت را از دست داده اى.
اما اگر هنگام خريد خانه، نزد من آمده بودى، براى تو سندى مى نوشتم كه ديگر براى خريد آن به درهمى يا بيشتر، رغبت نمى كردى و آن سند را چنين مى نوشتم:

اين خانه اى است كه بنده اى خوارشده، و مرده اى آماده كوچ كردن، آن را خريده، خانه اى از سراى غرور، كه در محله نابودشوندگان، و كوچه هلاك شدگان قرار دارد، اين خانه به چهار جهت منتهى مى گردد:

يك سوى آن به آفتها و بلاها،
سوى دوم آن به مصيبتها،
و سوى سوم به هوا و هوسهاى سست كننده،
و سوى چهارم آن به شيطان گمراه كننده ختم مى شود، و در خانه به روى شيطان گشوده است.

اين خانه را فريب خوردۀ آزمند، از كسيكه خود به زودى از جهان رخت برمى بندد، به مبلغى كه او را از عزت و قناعت خارج و به خوارى و دنياپرستى كشانده، خريدارى نموده است. هرگونه نقصى در اين معامله باشد، بر عهده پروردگارى است كه اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جباران را گرفته، و سلطنت فرعونها چون (كسرى) و (قيصر) و (تبع) و (حمير) را نابود كرده است.

"كَتَبَهُ لِشُرَيْحِ بْنِ الْحارِثِ قاضيهِ
] رُوِىَ اَنَّ شُرَيْحَ بْنَ الْحارِثِ قاضِىَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ اشْتَرى عَلى عَهْدِهِ داراً بِثَمانينَ ديناراً، فَبَلَغَهُ ذلِكَ، فَاسْتَدْعاهُ وَ قالَ لَهُ:[
بَلَغَنى اَنَّكَ ابْتَعْتَ داراً بِثَمانينَ ديناراً، وَ كَتَبْتَ لَها كِتاباً، وَ اَشْهَدْتَ فيهِ شُهُوداً! ] فَقالَ لَهُ شُرَيْحٌ: قَدْ كانَ ذلِكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ. قالَ: فَنَظَرَ اِلَيْهِ نَظَرَ مُغْضَب، ثُمَّ قالَ لَهُ: [ يا شُرَيْحُ اَما اِنَّهُ سَيَأْتيكَ مَنْ لايَنْظُرُ فى كِتابِكَ، وَ لا يَسْاَلُكَ عَنْ بَيِّنَتِكَ، حَتّى يُخْرِجَكَ مِنْها شاخِصاً، وَ يُسْلِمَكَ اِلى قَبْرِكَ خالِصاً. فَانْظُرْ يا شُرَيْحُ، لاتَكُونُ
ابْتَعْتَ هذِهِ الدّارَ مِنْ غَيْرِ مالِكَ، اَوْ نَقَدْتَ الثَّمَنَ مِنْ غَيْرِ حَلالِكَ، فَاِذا اَنْتَ قَدْ خَسِرْتَ دارَ الدُّنْيا وَ دارَ الاْخِرَةِ.
اَما اِنَّكَ لَوْ كُنْتَ أَتَيْتَنى عِنْدَ شِرائِكَ ما اشْتَرَيْتَ، لَكَتَبْتُ لَكَ كِتاباً عَلى هذِهِ النُّسْخَةِ، فَلَمْ تَرْغَبْ فى شِراءِ هذِهِ الدّارِ بِدِرْهَم فَما فَوْقُ. وَ النُّسْخَةُ هذِهِ:
هذا مَا اشْتَرى عَبْدٌ ذَليلٌ، مِنْ مَيِّت قَدْ اُزْعِجَ لِلرَّحيلِ، اشْتَرى مِنْهُ داراً مِنْ دارِ الْغُرُورِ مِنْ جانِبِ الْفانينَ، وَ خِطَّةِ الْهالِكينَ. وَ تَجْمَعُ هذِهِ الدّارَ حُدُودٌ اَرْبَعَةٌ: الْحَدُّ الاَْوَّلُ يَنْتَهى اِلى دَواعِى الاْفاتِ، وَ الْحَدُّ الثّانى يَنْتَهى اِلى دَواعِى الْمُصيباتِ، وَ الْحَدُّ الثّالِثُ يَنْتَهى اِلَى الْهَوَى الْمُرْدى، وَ الْحَدُّ الرّابِعُ يَنْتَهى اِلَى الشَّيْطانِ الْمُغْوى، وَ فيهِ يُشْرَعُ بابُ هذِهِ الدّارِ.
اِشْتَرى هذَا الْمُغْتَرُّ بِالاَْمَلِ، مِنْ هذَا الْمُزْعَجِ بِالاَْجَلِ، هذِهِ الدّارَ بِالْخُرُوجِ مِنْ عِزِّ الْقَناعَةِ، وَ الدُّخُولِ فى ذُلِّ الطَّلَبِ وَ الضَّراعَةِ; فَما اَدْرَكَ هذَا الْمُشْتَرى فيمَا اشْتَرى مِنْهُ مِنْ دَرَك، فَعَلى مُبَلْبِلِ اَجْسامِ الْمُلُوكِ، وَ سالِبِ نُفُوسِ الْجَبابِرَةِ، وَ مُزيلِ مُلْكِ الْفَراعِنَةِ، مِثْلِ كِسْرى و قَيْصَرَ، وَ تُبَّع وَ حِمْيَرَ. "

[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ ] [ محمد مسلم ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

هر که ما را یاد کرد ایزد مر او را یار باد

هر که ما را خوار کرد از عمر برخوردار باد

هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی

هر گلی از باغ وصلش بشکفد بی خار باد

در دو عالم نیست ما را با کسی گرد و غبار

هر که ما را رنجه دارد، راحتش بسیار باد


nargsk49@gmail.com