تبليغاتX
نـــرگـس خــــــور

نـــرگـس خــــــور
دل نوشته های نـرگـس کـــویــر
قالب وبلاگ

یادگاران جنگ

این عکس یکی از عکس های ماندگار زمان جنگ است و افتخاری برای جوانان مخلص شهر فرخی که در زمان جنگ افتخاری دفاع از میهن اسلامی را برگزیدند .

امروز وظیفه ماست که در شهر و دیارمان در آلبوم های خاطره انگیز جنگ بگردیم و اسنادی را بیابیم که سند افتخار ماست و از آن ها سمبلی بسازیم که جوانانمان رهروی شیر مردان دفاع مقدس را نمایند و در دام دشمنان شیاد نیفتند و برای خودمان نیز صیقلی باشد که چه کردیم و چه می کنیم و در چرخش روزگار کجاییم .

سوالی دارم !!!

چرا از عکس های ماندگار جنگ در سطح شهر و روستاها هیچ نمی بینیم ؟؟؟؟؟؟

چرا تصویر جوانان شهر فرخی در شهر های دیگر و پاسداشت شهدای روحانی در نقاط مختلف استفاده می شود ولی در شهرستان خوروبیابانک و شهر فرخی تصویری نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مسئولین فرهنگی شهرستان در این راستا چه کرده اید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شورا های اسلامی شهر ها و روستا های شهرستان و.... 

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ محمد مسلم ]

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ محمد مسلم ]

حضرت مستطاب شیخنا الجلیل الكبیر المتتبع حجه‏الاسلام والمسلمین الحاج شیخ محمدحسین بن الشیخ سلیمان الاعلمى المهرجانى اصلا والنجفى تحصیلا و الحایرى مسكنا والقمى خاتمه در سال 1320 در مهرجان از مضافات جندق و بیابانك متولد شده و پس از برهه‏اى از زمان مشرف به خراسان شده و مدتى در آنجا اقامت نموده و به تحصیل پرداخته آنگاه در سال 1340 ق مهاجرت به نجف اشرف و اعتاب عالیات نموده و با جدى تمام سطوح را در مدت ده سال نزد اساتید نجف خوانده و مسافرتى هم به زیارت مشهد نموده و بعد به اتفاق مادر و دو برادر مراجعت به نجف كرد و از محضر مرحوم آیت‏الله نائینى و آیت‏الله اصفهانى و آیت‏الله آقا ضیاءالدین عراقى و آیت‏الله كمپانى اصفهانى و حاج شیخ على زاهد قمى استفاده نموده و مسافرتى به مكه كرده و با عده‏اى از علماء اهل سنت ملاقات و مباحثاتى در امور دینیه نموده و بعد از مراجعت در سال 1368 ق مهاجرت به كربلا نموده و به درس مرحوم آیت‏الله میرزا مهدى شیرازى و آیت‏الله میلانى حاضر شده و مشغول به تالیف كتاب مقتبس الاثر و مجدد مادثر فى تاریخ البشر در علوم مختلفه در علم رجال از صحابه و تابعین و رواة و علماء و غیرهم نموده و در سال 1374 مشرف به ارض اقدس شده و بعد مراجعت به تهران و پس از چندى توقف در آنجا منتقل به قم در عصر زعامت آیت‏الله العظمى بروجردى منتقل به قم و در مدرسه فیضیه اقامت و از محضر معظم‏له استفاده و در خلال مشغول به طبع كتاب نفیس خود گردیده و تاكنون كه ربیع‏الثانى 1393 قمریست بیست و هشت مجلد آن از طبع خارج شده است.

مرحوم علامه آیت‏الله حاج شیخ محمدحسین آل كاشف الغطاء درباره كتاب معظم‏له گوید :

 بسم‏الله الرحمن الرحیم و له الحمد نظرت فى اجزاء هذه الموسوعه القیمه نظره عابره و هى وانكان عجلى لكن قد ظهرلى ان جناب المولف العالم العلامه الجلیل الموید من الاله الاجل الشیخ محمدحسین بن الشیخ سلیمان الاعلمى ادام الله تاییده قد بذل جهده و استفرغ وسعه و احسن فى ما جمع و اصاب فیما وضع و رفع فشكر الله مساعیه و زاد معارفه و معالیه و رفقه لاتمامه فانه اذاتم یكون من جلائل المولفات النافعه والله ینفعه و ینفع به صدر من كربلاء المشرفه 16 شعبان 1369 قمرى و مرحوم آیت‏الله الحاج السید یونس اردبیلى رحمه‏الله درباره كتاب ارزنده وى گوید بعد البسمله هذا هو الكلام الفحل و القول الجزل وفقه الله راقمه الاحقر یونس الموسوى الاردبیلى كتبه فى جمادى‏الاولى 1374 قال الشاعر:
هذا كتاب نافع للبشر
سطوره منظومه كالدرر
مبرهن احوال ما قد غبر
جاء اسمه مقتبس للاثر
اكثر اعلام عصر تقاریظى بر این اثر ارزنده و نفیس نوشته‏اند كه در جلد اول و دوم و سوم آن مندرج مى‏باشد .

فرزندان فاضل و عالمى به نام شیخ محمدحسن و شیخ محمدحسین و شیخ محمدمحسن دارد كه در سلك روحانیت به خدمات دینى اشتغال دارند داماد معظم ایشان خطیب توانا آقا سید حسین شهرستانى است ادام‏الله توفیقاتهم.

http://www.rasekhoon.net/mashahir/print-111052.aspx

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ محمد مسلم ]

حضرت مستطاب شیخنا الجلیل الكبیر المتتبع حجه‏الاسلام والمسلمین الحاج شیخ محمدحسین بن الشیخ سلیمان الاعلمى المهرجانى اصلا والنجفى تحصیلا و الحایرى مسكنا والقمى خاتمه در سال 1320 در مهرجان از مضافات جندق و بیابانك متولد شده و پس از برهه‏اى از زمان مشرف به خراسان شده و مدتى در آنجا اقامت نموده و به تحصیل پرداخته آنگاه در سال 1340 ق مهاجرت به نجف اشرف و اعتاب عالیات نموده و با جدى تمام سطوح را در مدت ده سال نزد اساتید نجف خوانده و مسافرتى هم به زیارت مشهد نموده و بعد به اتفاق مادر و دو برادر مراجعت به نجف كرد و از محضر مرحوم آیت‏الله نائینى و آیت‏الله اصفهانى و آیت‏الله آقا ضیاءالدین عراقى و آیت‏الله كمپانى اصفهانى و حاج شیخ على زاهد قمى استفاده نموده و مسافرتى به مكه كرده و با عده‏اى از علماء اهل سنت ملاقات و مباحثاتى در امور دینیه نموده و بعد از مراجعت در سال 1368 ق مهاجرت به كربلا نموده و به درس مرحوم آیت‏الله میرزا مهدى شیرازى و آیت‏الله میلانى حاضر شده و مشغول به تالیف كتاب مقتبس الاثر و مجدد مادثر فى تاریخ البشر در علوم مختلفه در علم رجال از صحابه و تابعین و رواة و علماء و غیرهم نموده و در سال 1374 مشرف به ارض اقدس شده و بعد مراجعت به تهران و پس از چندى توقف در آنجا منتقل به قم در عصر زعامت آیت‏الله العظمى بروجردى منتقل به قم و در مدرسه فیضیه اقامت و از محضر معظم‏له استفاده و در خلال مشغول به طبع كتاب نفیس خود گردیده و تاكنون كه ربیع‏الثانى 1393 قمریست بیست و هشت مجلد آن از طبع خارج شده است. مرحوم علامه آیت‏الله حاج شیخ محمدحسین آل كاشف الغطاء درباره كتاب معظم‏له گوید بسم‏الله الرحمن الرحیم و له الحمد نظرت فى اجزاء هذه الموسوعه القیمه نظره عابره و هى وانكان عجلى لكن قد ظهرلى ان جناب المولف العالم العلامه الجلیل الموید من الاله الاجل الشیخ محمدحسین بن الشیخ سلیمان الاعلمى ادام الله تاییده قد بذل جهده و استفرغ وسعه و احسن فى ما جمع و اصاب فیما وضع و رفع فشكر الله مساعیه و زاد معارفه و معالیه و رفقه لاتمامه فانه اذاتم یكون من جلائل المولفات النافعه والله ینفعه و ینفع به صدر من كربلاء المشرفه 16 شعبان 1369 قمرى و مرحوم آیت‏الله الحاج السید یونس اردبیلى رحمه‏الله درباره كتاب ارزنده وى گوید بعد البسمله هذا هو الكلام الفحل و القول الجزل وفقه الله راقمه الاحقر یونس الموسوى الاردبیلى كتبه فى جمادى‏الاولى 1374 قال الشاعر: هذا كتاب نافع للبشر سطوره منظومه كالدرر مبرهن احوال ما قد غبر جاء اسمه مقتبس للاثر اكثر اعلام عصر تقاریظى بر این اثر ارزنده و نفیس نوشته‏اند كه در جلد اول و دوم و سوم آن مندرج مى‏باشد فرزندان فاضل و عالمى به نام شیخ محمدحسن و شیخ محمدحسین و شیخ محمدمحسن دارد كه در سلك روحانیت به خدمات دینى اشتغال دارند داماد معظم ایشان خطیب توانا آقا سید حسین شهرستانى است ادام‏الله توفیقاتهم.

[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ ] [ محمد مسلم ]

اعلمی مهرجانی

نام : آیةاللّه محمد حسین اعلمی حائری

موطن: مهرجان خوروبیابانک
نام پدر : شیخ سلیمان مهرجانی

تاريخ وفات: 1393قمری

آثار:       ۱- دائرةالمعارف اعلمي
            ۲- اعلام النساء

تاریخ تولّد و خاندان  

محمدحسین اعلمی در سال 1320 ق. در خطّه كویری خوروبیابانک در روستای مهرجان، كه در حوزه جغرافیایی استان اصفهان شهرستان خوروبیابانک قرار دارد، دیده به جهان گشود. این بزرگوار در خاندانی به دنیا آمد كه فضای آن، به نور دانش دینی و ارزش های متعالی مذهبی، روشن بود. او در سایه پر مهر و محبت پدرش، دوران كودكی را پشت سر نهاد و كتاب های دینی، بویژه قرائت قرآن مجید، را از پدر دانشمند خود فراگرفت. پدر محمدحسین اعلمی، به شیخ سلیمان مهرجانی، شهرت دارد. با پژوهش و مطالعه در زندگی فرزندش، بر می آید كه او یكی از عالمان آن دیار و از شأن و منزلت والایی برخوردار بوده است.

هجرت به مشهد

هنگامی كه محمدحسین، به سن ده سالگی می رسد، درسال 1330 ق، همراه پدر، روانه مشهد مقدّس و حوزه پربار طوس گردید. از قرائن برمی آید در مدّتی كه او در مشهد به تحصیل اشتغال داشته، پدرش نیز با او بوده است.

محمدحسین در جوار بارگاه حضرت رضا(ع) به فراگیری دانش های رسمی دینی پرداخت و مقدّمات دروس حوزه، همانند صرف و نحو و منطق و مقداری از اصول فقه، را نزد استادان حوزه مشهد، فراگرفت. در این كه استادان او در مشهد چه كسانی بودند و چند بهار از عمر خویش را در این شهر سپری كرد و دقیقاً چه درس هایی را آموخت، چندان روشن نیست؛ ولی گویا چهار پنج سال در مشهد به ادامه تحصیل پرداخت.

بازگشت به زادگاه

محمدحسین اعلمی در مقطع نوجوانی دل و جانش همچنان تشنه كسب معارف دینی بود و گویا حوزه مشهد، عطش علمی او را فرو ننشانده، از این رو، مترصد فرصتی بود تا به حوزه پرآوازه شیعه، نجف اشرف، هجرت كند.

در حدود سال 1335 ق. همراه پدرش از مشهد به زادگاهش مهرجان، برگشت و برهه ای از عمر خود را در آنجا سپری كرد. در این ایام كه محمدحسین به سن بیست سالگی رسیده بود، برابر مقرّرات آن زمان، به خدمت سربازی فراخوانده شد. حدود هشت ماه از خدمت را گذرانده بود كه بنابر عللی از ادامه خدمت معاف شد. از این پس، عزم خویش را جزم كرد و راهی كعبه دل ها، نجف اشرف، شد.

هجرت به نجف

در حالی كه بیست بهار از عمر محمدحسین اعلمی می گذشت، به سال 1340 ق. روانه حوزه نجف شد. او راه طولانی نایین تا بارگاه ملكوتی حضرت علی(ع) را گاه پیاده و گاه سوار بر مركب، طی می كرد. وی پس از ورود به عراق، ابتدا به زیارت قبر حضرت سیدالشهداء(ع) و سایر شهدای نینوا شتافت و سپس راهی شهری شد كه از سال ها پیش، قلب او برای رسیدن به آن، می تپید. در نجف، تحصیل جدّی این طلبه جوان برای آموختن علوم دینی و مبانی اجتهاد آغاز می شود. در مدت اقامت خود در این شهر، شب و روز درس می خواند، پژوهش و مطالعه می كرد و از محضر بزرگان و مجتهدان معروف كسب فیض نموده تا این كه پس از هفده سال تلاش به درجه اجتهاد نایل شد.

او ضمن این كه در درس بزرگان علوم فقه و اصول شركت می جست، خود نیز كتاب های سطوح حوزه مانند مكاسب و رسائل و كفایه را تدریس می كرد و جمعی از طلاب و فضلا در حوزه درس او حاضر می شدند. این بزرگوار از دو تن از استادان برجسته نجف؛ مرحوم میرزا حسین نائینی و مرحوم آقا ضیاءالدین عراقی، اجازه اجتهاد گرفت و نیز اجازه های روایتی فراوانی از بزرگان حدیث و رجال، دریافت كرد.

استادان نجف

در روزگاری كه محمدحسین اعلمی در نجف درس می خواند، این حوزه در بهترین موقعیت علمی خود قرار داشت و استوانه های بزرگ علم در این حوزه زندگی می كردند. آقای اعلمی، نزد تعدادی از برجسته ترین آنان حاضر می شد و از دانش آنان، بهره می برد. در این جا به نام چند نفر آن ها بسنده می كنیم:

1. مرجع بزرگ شیعه، آیةالله سیدابوالحسن اصفهانی

2. مرجع عالی شیعه و بزرگ ترین اصولی عصر خود، آیةالله محمدحسین نائینی

3. فقیه و اصولی نامور، آیةالله ضیاءالدین عراقی

4. آیةالله محمدحسین اصفهانی

5. زاهد و عارف مشهور، مرحوم شیخ علی قم

6. سید محمد یزدی فرزند آیةالله سید محمدكاظم یزدی

آقای اعلمی بعد از اقامت 17 ساله در نجف، به قصد زیارت مرقد امام رضا(ع) به سوی مشهد مقدس حركت كرد و بعد از زیارت قبر آن حضرت مجدداً به نجف بازگشت و سه سال دیگر در این شهر اقامت كرد. در همین زمان بود كه مرجع بزرگ شیعه، آیةالله سیدابوالحسن اصفهانی دستور داد كه جمعی از نخبگان دور هم گرد آیند و به تحقیق، تنظیم و ترتیب احادیث كتاب وسائل الشیعه بپردازند. از جمله اعضای این گروه، محمدحسین اعلمی و دیگری آیةالله سیدمحمدهادی میلانی بودند. این گروه روی چند نسخه از آن كتاب پژوهش و تحقیق می كردند. نوشته اند یكی از معتبرترین نسخه های وسائل الشیعه نزد محمدحسین اعلمی بوده است.

استادان روایتی

از آنجا كه محمدحسین اعلمی شیفته فهم و حفظ احادیث امامان شیعه بود و زحمات فراوانی در این راه كشید، مفتخر به دریافت اجازه نقل روایت از مشایخ حدیث شد. همانند: 1. علّامه بزرگوار آقابزرگ تهرانی، مؤلف كتاب معروف الذریعه؛ 2. آیةالله سید هبةالدین شهرستانی؛ 3. آیةالله میرزا محمد عسكری تهرانی، مؤلف كتاب مستدرك بحارالانوار؛ 4. آیةالله سیدشهاب الدین مرعشی نجفی.

به سوی مكه

محقّق بزرگوار محمدحسین اعلمی، در دورانی كه در حوزه نجف اشتغال به درس و تدریس داشت، برای اوّلین بار روانه مكه شد. او ابتدا، به شهر مدینه رفت، بعد از زیارت تربت پك رسول كرم(ص) و امامان معصوم شیعی و شهدای مدفون در قبرستان اُحد، راهی مكه شد و ضمن انجام مناسك حج، با شخصیت های برجسته اسلامی ملاقات و درباره مسائل علمی، با آنان به مباحثه و مناظره پرداخت و از مكتب شیعه و اندیشه های تابنك عالمان شیعی، جانانه دفاع كرد.

هجرت به كربلا

محمدحسین اعلمی، وقتی كه از مكه به نجف برگشت، چندان در نجف باقی نماند؛ بلكه بلافاصله از آنجا به سوی كربلا حركت نمود و در جوار قبر مقدس حضرت امام حسین(ع) اقامت گزید. او در حوزه كربلا نیز از تحصیل دانش باز نایستاد و از محضر فقیهانی چون: آیةالله آقاحسین قمی، آیةالله سیدمهدی شیرازی و آیةالله شیخ هادی، بهره جست.

مرحوم اعلمی در حوزه كربلا هم، از تدریس غافل نبود. هر چند به طور مشخص معلوم نیست چه كتاب هایی را درس می داد، می توان حدس زد كه او به تدریس كتاب هایی چون: مكاسب و كفایه اشتغال داشته است. گفته شده كه او در مدرسه هندی، یك ساعت بعد از طلوع آفتاب تا یك ساعت به ظهر، چند كتاب را برای طلّاب كربلا درس می گفته است.

شیخ محمدحسین، شیفته مطالعه و تحقیق بود. شوق آموختن او را واداشت تا در كربلا به خرید كتاب های گوناگون دینی بپردازد. با تلاش پیگیرانه خود توانست از كشورهای مختلف مانند: مصر، لبنان، سوریه و هندوستان، كتاب ها و مجلّات علمی فراوانی به دست آورد. نتیجه این زحمات، تشكیل كتابخانه بزرگ و ارزشمندی در كربلا بود؛ حتی پاره ای از محقّقان، برای استفاده از نسخه های نفیس و كمیاب، به این مركز فرهنگی مراجعه می كردند. در همین شهر بود كه بنیاد تألیف دائرةالمعارف بزرگ شیعی تأسیس و مطالب اساسی آن گردآوری شد.

مدّت اقامت این محقّق توانا در كربلا، 14 سال ادامه یافت؛ چنان كه به لقب «حائری» معروف شد.

وی در سال 1374 ق. كربلا را ترك گفت و برای سومین بار، جهت زیارت مرقد نورانی حضرت علی بن موسی(ع) رهسپار خراسان شد. او در مشهد علاوه بر زیارت، از تحقیق غافل نبود و برای تكمیل دائرةالمعارف، كه یكی از آرزوهای این مرد دانش پژوه بود، از كتابخانه پرمایه رضوی بهره های فراوانی برده، مطالعات دامنه داری را انجام داد و اندوخته های علمی خود را در فیش هایی یادداشت می كرد. مدت اقامت ایشان در مشهد، در هاله ای از ابهام قرار دارد؛ ولی گویا بیشتر از سه چهار ماه در آنجا مقیم نبوده است.

باری، وی بعد از تكمیل پژوهش، عازم تهران شد و از بیشتر كتابخانه های معروف آن زمانِ تهران نیز بهره گرفت؛ از جمله: كتابخانه مجلس شورای ملّی و مَلِك.

هجرت به قم

آن زمان، كه عصر مرجعیت آیةالله بروجردی بود، حوزه علمیه قم به تازگی به وسیله حضرت آیةالله حائری یزدی بنیان گذاری شده بود و از رونق خاصی برخوردار بود. مرحوم اعلمی برای غنا بخشیدن به مطالعات و پژوهش های خود، آهنگ قم كرد و بعد از ورود به این شهر، خانه ای برای سكونت خانواده اش خرید؛ ولی او كه برای انجام تحقیقات و تكمیل دائرةالمعارف خود، بیشتر اوقات در حجره ای در مدرسه فیضیّه قم سكونت داشت تا هم بتواند بیشتر به حرم حضرت معصومه(س) مشرّف شود و هم از كتابخانه مدرسه فیضیّه بهره گیرد. زمان ورود او به حوزه علمیه قم اواخر سال 1374 ق. است.

محمدحسین اعلمی با این كه از آیةالله نائینی و بعضی دیگر از مراجع نجف، اجازه اجتهاد داشت، ولی باز وجود آیةالله بروجردی را غنیمت شمرد و چندی در حوزه تدریس آن بزرگوار در حرم مطهّر و مسجد اعظم قم حاضر می شد.

به هر حال در مدرسه فیضیه و حوزه علمیه قم، زحمات چندین ساله او نتیجه داد و برخی از مُجلّدات دائرةالمعارف اعلمی را به مرحله چاپ رسانید.

فضیلت های اخلاقی

مرحوم محمدحسین اعلمی، دانشوری فرزانه بود كه خود را به صفات ارزشمندی چون زهد، قناعت، پشتكار، عشق به عبادت و راز و نیاز به درگاه معبود زینت داده بود. در حالات او نوشته اند كه همیشه ساعتی پیش از طلوع فجر، بیدار می شد و به عبادت می پرداخت. در مدت اقامت در نجف و كربلا و قم، نماز شب خود را در حرم امامان معصوم(ع) و حضرت فاطمه معصومه(س) به جا می آورد و سپس نماز صبح و مستحبّات و تعقیبات نماز را انجام می داد.

ایشان فردی بسیار فروتن بود. به كوچك و بزرگ سلام می كرد و كمتر رخ می داد كه كسی در سلام كردن، بر او پیشی گیرد.

نمازهای واجب را غالباً با جماعت می خواند و تفاوت نداشت كه خود، امامِ جماعت باشد یا در ردیف مأمومین قرار گیرد.

او فردی بسیار قانع بود. از مال و منال دنیا به اندك بسنده می كرد و هرگز فریفته زرق و برق و ریاست های ظاهری دنیإ؛ ّّ نشد. او علاوه بر دوری از محرّمات، بیشتر مكروهات را نیز انجام نمی داد و بیشتر روزها، روزه می گرفت. او در زهد و پرواپیشگی به مقامی رسید كه در میان عالمان حوزه علمیّه حتی مردم كوچه و بازار، به «ابوذر زمان» شهرت یافت.

از دیدگاه بزرگان

شایستگی های علمی و اخلاقی مرحوم محمدحسین اعلمی حائری، از دیده شخصیت های طراز اوّل شیعه پنهان نبوده از این رو، به دیده احترام و تكریم به او می نگریسته اند. به عنوان نمونه، سخن برخی از آنان را می آوریم:

آیةالله آقا سیدابوالحسن اصفهانی: دانشمند بزرگ و برگزیده، محمدحسین اعلمی یكی از بزرگان و فضلای نجف است. او چندین سال در حوزه درس من حضور یافت. تا این كه بحمدالله به جایگاه بلندی از دانش و تقوا رسید؛ به طوری كه سخنان او، قابل اطمینان و رفتارش، قابل اقتدا است.

سید هبةالدین شهرستانی عالم برجسته عراق: محمدحسین اعلمی، زنده كننده آثار بزرگان و یكی از نخبگان و دانشوران تقواپیشه است.

احمد امین انطكی، محقّق برجسته عراق: فاضل زاهد، علّامه محقّق مؤلف كتاب ارزشمند دائرةالمعارف اعلمی.

آیةالله محمدحسین كاشف الغطاء، مصلح بزرگ اسلامی: علّامه بزرگوار ما تأیید شده از ناحیه خداوند متعال است. او در راه گسترش دین، رنج های طاقت فرسایی را به جان خرید.

علّامه اردوبادی: علّامه كم نظیر، شخصیت برجسته، حَسَنةالدهر، مایه زیبایی روزگار.

آقابزرگ تهرانی، برجسته ترین رجال شناس معاصر: دانشور متتبّع، فاضل بزرگوار، علاقه شگفتی به تحقیق و مطالعه داشت. كتاب بزرگی را تألیف كرده كه من بیشتر مجلّدات آن را خوانده ام. و مشاهده كردم كه او در این راه، خیلی زحمت كشیده است و كتاب او مطالب گرانبهایی دارد.

آیةالله سید موسی شبیری زنجانی: مرحوم اعلمی، وارسته و پاك و پاكیزه بود. همیشه مشغول نوشتن بود و بسیار مطالعه می كرد. گاهی در مدرسه فیضیه، به جای پدرم، مرحوم آیةالله سیداحمد زنجانی، نماز جماعت می خواند.

آیةالله علی اشتهاردی: مرحوم اعلمی مرد باتقوایی بود و در مدرسه فیضیه زندگی می كرد و مشغول تألیف كتاب بود.

شیخ محمد حسین اعلمی

فرزندان

مرحوم محمدحسین اعلمی صاحب چند فرزند بود كه كثر آنان، از كسانی بودند كه راه پدر بزرگوار خود را ادامه دادند و در نشر و گسترش آموزه های دینی و نشر كتاب های علمی و دینی، نقش برجسته ای داشتند. مناسب است شرح حال كوتاهی از آنان را بیاوریم:

1. محمدحسن اعلمی؛ در نجف به دنیا آمد. او سالیان درازی در حوزه علمیه نجف به فراگیری علوم دینی مشغول بود و به موقعیّت بالای علمی دست یافت. آن گاه از عراق به ایران آمد و در تهران اقامت گزید و برای نشر كتاب های دینی « مؤسسه طبع و نشر اعلمی » را بنیان نهاد.

2. محمدحسین اعلمی؛ او نیز، كه همنام پدرش بود، در نجف دیده به جهان گشود و نزد پدر خود به تحصیل علوم دینی رایج در حوزه نجف پرداخت. وی نیز علاقه و شوق فراوانی به امور فرهنگی نشر آثار دینی داشت.

وی بعد از حكمیّت حزب بعث عراق، تبعید شد و روانه سوریه و لبنان گردید. وی «بیروت» را بهترین شهر برای تحقّق بخشیدن به اهدافِ بلند خود برگزید و از این رو، در آنجا مؤسسه انتشارات اعلمی را بنیان نهاد. این مؤسسه كه یكی از پر رونق ترین و پرتلاش ترین بنگاه های انتشاراتی بیروت است، از گذشته تكنون كتاب های زیادی را چاپ و منتشر كرده است.

ایشان بخصوص شیفته نشر آثار امامان شیعی و عالمان بزرگ شیعه بود و مسافرت های فراوانی انجام داد؛ به مصر، هندوستان و چند كشور دیگر عزیمت كرد و با عالمان معروف این ممالك ملاقات ها و مباحثاتی داشت؛ از جمله در قاهره با شیخ شلتوت، عالم برجسته و مفتی اعظم مصر، ملاقات و مذكراتی انجام داد.

3. شیخ محسن اعلمی؛ كه گویا در كربلا پا به عرصه وجود نهاد. وی بعد از این كه چند سال از عمر خود را در كربلا سپری كرد، به ایران آمد و در قم اقامت گزید و در قم رحلت كرد.

4. علی محمداعلمی؛ او هم از عراق به ایران آمد و در مشهد مقدس سكن شد.

مرحوم محمدحسین اعلمی یك فرزند دختر هم داشت كه شوهرش مرحوم سیدحسین شهرستانی بود.

آثار و خدمات علمی

همان گونه كه اشاره شد، محمدحسین اعلمی حائری، لحظه لحظه عمر خویش را غنیمت می شمرد و همواره در حال تكاپو و مطالعه و نوشتن بود. آن بزرگوار، كتاب عظیمی به نام مقتبس الاثر فیما دُثر من الخبر تألیف كرد كه بعداً به «دائرةالمعارف اعلمی» اشتهار یافت.

این اثر ارزشمند و جامع، حدود 30 جلد است كه تمامی آن ها به زیور طبع آراسته شده است و در دسترس پژوهشگران جهان اسلام، بلكه سایر ملل، قرار دارد. آغاز این كتاب ارزشمند با چند تقریظ از بزرگان حوزه نجف، آورده شده است كه از مجموع این تقریظها، قدر و منزلت این كتاب بیشتر رُخ می نماید.

اثر دیگر ایشان كتاب تراجم «اعلام النساء» است كه در كتابخانه آیةالله مرعشی نجفی در قم موجود است.

همان گونه كه اشاره شد، مرحوم اعلمی در كربلا، كتابخانه بسیار ارزشمندی را تأسیس كرد كه نویسنده معروف عراقی، سلمان هادی طعمه، در كتاب محققانه خود، تراث كربلا، هنگامی كه كتابخانه های معروف كربلا را نام می برد، از كتابخانه اعلمی چنین یاد می كند:

«این كتابخانه از شیخ محمدحسین اعلمی حائری است كه یكی از دانشوران بزرگ كربلا بود. در این مجموعه فرهنگی، كتاب های بسیار ارزشمند در زمینه های مختلف وجود دارد كه شاید به دو هزار كتاب برسد».

غروب اختر كویر

علامه بزرگوار محمدحسین اعلمی حائری بعد از عمری زندگی، زهد و تقوا و تحصیل و تحقیق، از این دنیا رخت بربست. او در سال 1393 ق(1351 ش) در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه(س) چشم از جهان فرو بست. برای تشییع بدن پك او، جمعیت زیادی حضور یافتند و از او به خوبی تجلیل شد. سپس پیكر او را در جوار حضرت معصومه(س) در آستانه درب ورودی به صحن بزرگ، به خك سپردند. نوشته لوح قبر او چنین است: «محمدحسین اعلمی حائری. عاش سعیداً و مات سعیداً».

 

پی نوشت ها:

1 - الذریعه، ج 22، ص 17 و دائرةالمعارف اعلمی، ج 1، ص 3 .

2- مقدمه دائرةالمعارف اعلمی، ص 3 و 4 .

۳- همان و دائرةالمعارف تشیّع، ج 2، ص 278 .

۴ - دائرةالمعارف اعلمی، ج 1، ص 5 و 6 .

۵- همان؛ دائرةالمعارف تشیع، ج 2، ص 278 و نقباءالبشر، ج 2، ص 893 .

۶- دائرةالمعارف اعلمی، ص 5 و 6 .

۷ - همان و تراث كربلا، ص 337، چاپ بیروت .

۸- دائرةالمعارف اعلمی، ج 1، ص 8 و 9 .

۹- همان و الذریعه، ج 2، ص 17 .

۱۰ - مقدمه دائرةالمعارف اعلمی، ج 1، ص 10 .

۱۱- همان و دائرةالمعارف تشیع، ج 2، ص 278 .

۱۲- مقدمه دائرة المعارف اعلمی، ج 1، ص 11 .

۱۳- همان، ص 14 .

1۴ - الذریعه، ج 22، ص 17 و نقباءالبشر، ج 2، ص 893 .

۱۵- دائرةالمعارف اعلمی، ج 1، ص 15 و دائرةالمعارف تشیع، ج 2، ص 278 .  

۱۶ - دائرةالمعارف اعلمی، ج 1، ص 15 .

منبع: www.hawzah.net    سايت حوزه علميه قم/ بخش زندگينامه علما با اندکی اصلاح و تغییر با توجه به تحقیقات محلی و موقعیت جغرافیائی

نویسنده زندگی نامه :ابوالحسن ربانی سبزواری

[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ ] [ محمد مسلم ]
با افتخار برتولیداتمان بنویسیم

 

ساخت ایران

 

و یکدیگر را توصیه کنیم که در حمایت از تولید و کارگر ایرانی از تولیدات داخلی استفاده نمایند خصوصا ادارات و نهاد ها و سازمان های دولتی و غیر دولتی تا ایرانی بسازیم آباد و آزاد  .      انشا الله 

[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ ] [ محمد مسلم ]

باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا

جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست

نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما

صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند

جام مى گیر ز مطرب، که روى سوى صفا

همه در عید به صحرا و گلستان بروند

من سرمست زمیخانه کنم رو به خدا

عید نوروز مبارک به غنى و درویش

یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا

گرمرا ره به در پیر خرابات دهى

به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا

سالها در صف ارباب عمائم بودم

تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ ] [ محمد مسلم ]

اسفند، میوه شیرین تحقق رویای دیرینه استقلال در صنعت نفت ایران و فرصتی است مغتنم تا ثمره تجلی اراده آهنین ملتی همیشه در صحنه را به نظاره بنشینیم.
روایت نفت در ایران، قصه پر فراز و نشیبی است؛ از همان نخستین روزهای کشف طلای سیاه، قدرت های استعمارگر بین المللی برای تصاحب این منبع عظیم ثروت، تمام تلاش خود را به کاربستند تا استعمار خود را بر ملت ایران تحمیل کنند.

دولت استعمارگر بریتانیا از همان سال های نخست کشف نفت در ایران در پایان قرن سیزدهم شمسی، سایه شوم سلطه خود را بر فراز اقتصاد و نفت ایران گستراند و به پرداخت سود ناچیزی از ثروت ملی ایرانیان بسنده کرد.

پس از سی و دو سال از تداوم این روند استعمار آشکار، مردم ایران برای احقاق حق مسلم خود، کمر همت بستند و در نهایت ، در کمال ناباوری جهانیان، نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران در 29 اسفند 1329 هجری خورشیدی به پیروزی رسید.

29 اسفند یادآور خون هزاران شهید راه وطن و شمار زیادی از زندانیانی است که سالیان دراز، تنها به جرم دفاع از حرکت ملی شدن صنعت نفت، در زندان های مخوف رژیم پهلوی محبوس شدند.

29 اسفند تمام دوستداران ایران را به یاد خون‎های ریخته شده‎ای می‎اندازد که در مسیر طولانی تاریخ ایران برای رهایی و ظلم ستیزی بر زمین ریخته شده است.

روز ملی شدن صنعت نفت ایران، نقطه آغازی است بر پایان خاطره تلخ دست یازی و استعمار  نفت ایران. رهاوردی است که از نهاد اجتماعی خود جوش ملت ایران به ارمغان آمده است و امروز نقطه اتکای اقتصاد خود باورکشورمان تلقی می‎شود و شروعی است که امتداد آن را باید در 15 خرداد42 و 22 بهمن57 دید.

ملی شدن صنعت نفت تنها حرکتی برای دفاع از ثروت نفت در ایران نبود، بلکه آغاز جنبشی آزادی خواهانه و استقلال طلبانه در حیات ملتی است که تمام وجود خود را در تلاش برای رسیدن به عدالت علوی خلاصه کرده‎اند.

کارکنان صنعت نفت ایران نیز در این تلاش بی امان خوش درخشیدند و برگهای زرینی از تاریخ صد و سه ساله این صنعت ارزشمند را در دوران پیروزی انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و بازسازی و نوسازی تاسیسات نفتی رقم زدند.

در اوج سال های نهضت ملی شدن صنعت نفت، استعمار آرزوی بازگشت و تسلط دائمی بر نفت ایران را داشت، اما تاریخ ثابت کرد که چرخ های صنعت نفت ایران به اتکای بازوان ایرانی می چرخد.

صنعت نفت ایران، امروز به حدی از کمال رسیده است که حتی می تواند مسئولیت اجرای پروژه های نفتی در دیگر کشورهای جهان را بر عهده گرفته و عزم و غرور ملی خود را به رخ جهانیان بکشاند.

در آستانه فرا رسیدن 29 اسفند؛ سالروز ملی شدن صنعت نفت در سالی که به فرموده حضرت آیت ا... خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی سال جهاد اقتصادی نامگذاری گردیده است؛ این رویداد مهم را که همزمان با بازدید دوم معظم له از تجهیزات صنعت نفت می باشد، نقطه عطفی در تاریخ صنعت نفت ایران به شمار می آید به ملت شریف ایران و کلیه کارکنان شرکت ملی نفت ایران تبریک می گویم و از خداوند بزرگ، بهروزی و اقتدار روز افزون ملت شریف ایران اسلامی را مسئلت دارم.

[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ ] [ محمد مسلم ]

بهترین تعریف و تمجید هر هنرمندی ، نشان دادن آثار خود اوست. من از سالها پیش به این شعر علاقه داشتم و آن را از حفظ کرده بودم. این هم قطعه زیبا و پندآموز «مست و هشیار» به جهت احترام خاصی که برای آن بانوی شاعر و ادیب ایرانی قائل هستم  تقدیم به خوانندگان عزیز وبلاگ :

محـتسب مسـتی بـه ره ديـد و گريبانـش گــرفت
مست گفت ای دوست اين پيراهن است افسار نيست
گفت: مستی، زان سبب افتان و خيزان می روی
گفت: جـرم راه رفتن نيـست، ره هـموار نيست
گفت: مي‌بايد تــو را تـا خانه ی قاضــی بـرم
گفت: رو صبح آی، قاضی نيمه شب بيدار نيست
گفت: نزديـک است والی را سـرای آنجـا شويم
گفت: والی از کـجـا در خـانه ی خمـار نيـست؟
گفت: تا داروغـه را گـوييـم در مسـجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مـردم بـدکار نيــست
گفت: دينـاری بـده پنهـان و خـود را وارهـان
گفت: کار شرع، کار درهم و ديــنـار نيست
گفت: از بهر غرامت جـامه ات بيـــرون کـنم
گفت: پوسيده است، جز نقشی ز پود و تار نيست
گفت: آگـه نيستی کز سـر درافـتـادت کــلاه
گفت: در سر عقل بايد ، بی کلاهی عار نيست
گفت: می بسيار خوردی زان چنيـن بيخود شدی
گفت: ای بيهــوده گو، حرف کم و بسيـار نيـست
گفت: بايد حــد زند، هشيـــار مـردم مـست را
گفت: هشياری بيار ، اينجا کســـی هشيار نيست!

«پروين اعتصامی»

[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ ] [ محمد مسلم ]

نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر «آغاز». جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و ...  نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال آن فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، مادر خویش را از یاد می برد، با یادآوری وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز می یابد و مادر، در کنار فرزند و چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد، جوان می شود، حیات دوباره می گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود. تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند فرسوده و گاه بیهوده رو به توانایی می رود و در هر حال آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومی است که جنگ دیرینه ای را که از روزگار لائوتسه و کنفوسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می کشاند. نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست: نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر، تحول، گسیختن، زایل شدن، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری، چه چیز می تواند ملتی را، جامعه ای را، در برابر ارابه بی رحم زمان – که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود هر پایه ای را می شکند و هر شیرازه ای را می گسلد – از زوال مصون دارد؟ هیچ ملتی یا یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد: ملت، مجموعه پیوسته نسل های متوالی بسیار است، اما زمان این تیع بیرحم، پیوند نسل ها را قطع می کند، میان ما و گذشتگانمان، آنها که روح جامعه ما و ملت ما را ساخته اند، دره هولناک تاریخ حفر شده است قرن های تهی ما را از آنان جدا ساخته اند : تنها سنت ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این دره هولناک گذر می دهند و با گذشتگانمان و با گذشته هایمان آشنا می سازند. در چهره مقدس این سنت هاست که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنارخویش و در  «خود خویش» احساس می کنیم حضور خود را در میان آنان می بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت هاست. در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم، گویی خود را در همه نورزهایی که هر ساله در این سرزمین بر پا می کرده اند، حاضر می یابیم و در این حال صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می خورد، رژه می رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می داشته است، این اندیشه های پر هیجان را در مغز مان بیدار می کند که: آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند. تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفه جاهلی آرام کرده بود از قتل عام شهرها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهیان می گفت و مردم را می گریاند و سپس چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت: " اباتیمار : اندکی شادی باید " نوروز در این سال ها و در همه سال های همانندش شادی یی این چنین بوده است عیاشی و  «بی خودی»  نبوده است. اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه پیوند با گذشته ای که زمان و حوادث ویران کننده زمان همواره در گسستن آن می کوشیده است. نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان. همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند "نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز ، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را اهورمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند. چه افسانه زیبایی زیباتر از واقعیت راستی مگر هر کسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است. مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلماً اولین روز بهار، سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سر زدن و جوانه ها شکفتن، یعنی نوروز بی شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است. اسلام که همه رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد، نوروز را جلال بیشتر داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلاف و نیز انتخاب علی به وصایت، در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانه نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت: سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه ای که در دل های مردم این سرزمین بر پا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و در دوران صفویه، رسماً یک شعار شیعی گردید، مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش، آنچنان که یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز. این پیری که غبار قرن های بسیار بر چهره اش نشسته است، در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهر پرستان را خطاب به خویش می شنیده است پس از آن در کنار آتشکده های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمه اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانده اند از آن پس با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می کرده اند و اکنون علاوه بر آن با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی او را جان می بخشند و در همه این چهره های گوناگونش این پیر روزگار آلود، که در همه قرن ها و با همه نسل ها و همه اجداد ما، از اکنون تا روزگار افسانه ای جمشید باستانی، زیسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و در آمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و عظیم تر از همه پیوند دادن نسل های متوالی این قوم که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منارها بند بندش را از هم می گسسته است و نیز پیمان یگانگی بستن میان همه دل های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانه دوران ها در میانه شان حایل می گشته و دره عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده است. و ما در این لحظه در این نخستین لحظات آغاز آفرینش نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز بر می افروزیم و درعمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا می شده است با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگ هایمان می دود و روح آنان در دل هایمان می زند شرکت می کنیم و بدین گونه، بودن خویش، را به عنوان یک ملت در تند باد ریشه برانداز زمان ها و آشوب گسیختن ها و دگرگون شدن ها خلود می بخشیم و در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و خالی از خوی برده رام و طعمه زدوده از شخصیت این غرب غارتگر کرده است، در این میعاد گاهی که همه نسل های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند با آنان پیمان وفا می بندیم امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم که هرگز نمیریم و دوام راستین خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ریشه، در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایه اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است بر صحیفه عالم ثبت کنیم .

[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ ] [ محمد مسلم ]
نقل است "شاه عباس صفوی" رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد و دستور داد تا درسرقلیان­ها بجای تنباکو، از سرگین اسب استفاده نمایند. میهمان­ها مشغول کشیدن قلیان شدند! ودود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال - از بیم ناراحتی‌ شاه - پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی‌ نکشیده اند!

شاه رو به آنها کرده و گفت : «سرقلیان­ها با بهترین تنباکو پر شده اند، آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است » همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند:« براستی تنباکویی بهتر از این نمی‌توان یافت»
شاه به رئیس نگهبانان دربار - که پک‌های بسیار عمیقی به قلیان می­زد- گفت: « تنباکویش چطور است؟ » رئیس نگهبانان گفت:«به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان می‌کشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیده ­ام!»

شاه با تحقیر به آنها نگاهی‌ کرد و گفت: مرده شوی تان ببرد که به خاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پِهِن اسب بکشید و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه کنید.
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ ] [ محمد مسلم ]
فریاد را همه می شنوند، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است.
 
در کلامي از حضرت امام صادق(ع) آمده است: «درختان ميوه را قطع نکنيد که خداوند بر سر شما عذاب فرو مي ريزد».
و در جاي ديگري حضرت مي فرمايند: «قطع درخت خرما مکروه است».
درخت يکي از نعمت هاي الهي است و انسان وظيفه دارد در حفظ و توسعه آن بکوشد. هر درختي که در گوشه اي روييده و شاخ و برگ گسترده است، متعلق به همه مردم است و بخشي از ثروت ملي محسوب مي شود. بنابراين، حراست از درختان و جلوگيري از نابودي آن ها جزء وظايف شرعي و ملّي ماست و کوتاهي در اين زمينه، ضايع کردن نعمت است و گناه محسوب مي شود؛ زيرا درختان به عنوان يکي از مهم ترين منابع تجديد شونده طبيعي، نقش بسيار مهمّي در زندگي ما دارند. امام صادق عليه السلام در اين باره مي فرمايد: «انسان به کاشتن درخت، آب دادن و مواظبت کردن از آن مکلّف شده است».
اميرالمؤمنين(ع) و درختکاري:
 حضرت اميرالمؤمنين(ع) با دست مبارک خويش و تلاش بسيار به ايجاد نخلستان مي پرداخت. ايشان زندگي خود را با کشاورزي تأمين مي کرد و بخش عمده اي از درآمد نخلستان ها را در قالب وقف در اختيار فقرا قرار مي داد و يا در کارهاي خير ديگر استفاده مي کرد. او از اين راه توانست هزار بنده را آزاد کند. امام باقر عليه السلام مي فرمايد: «مردي حضرت علي(ع) را ديد که روي کيسه اي پُر از هسته خرما نشسته است. عرض کرد: يااباالحسن، اين چيست؟ فرمود: صد هزار درخت خرما، ان شاءالله».
امام باقر(ع) مي فرمايد: «علي(ع) همه هسته ها را کاشت و حتي يک هسته را نيز باقي نگذاشت».
و اینک
چند سال از برف و سرمای سخت و به یاد ماندنی می گذرد و چه سرمایه ها که برای آبادانی و سر سبزی هزینه شد.
آیا امروزه کسی هست که همچون سال ویرانی دشت یخ زده سخن گوی مردم باشد و به مقایسه هزینه و درآمد ها بپردازد ؟؟؟؟؟؟
آیا کسی هست که بگوید چه مقدار هزینه خرید نهال و غرس آن گردید و امروز چه تعداد سر سبزند ؟؟؟؟؟
در ابتدا طرح چه بود ؟ چه شد؟ و راهبرد آینده چیست؟
 
 
[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ ] [ محمد مسلم ]

نماینده مجلس باید شجاع، پاک‌دست، تحلیل‌گر و عاقل باشد و نباید ترس از منافع شخصی سبب شود که منافع مردم را زیر پا گذارد. نماینده واقعی مردم باید شخصی باشد که به دنبال خرد جمعی بوده و به اصل مشورت توجه کند.
اگر این خصوصیات زیر پا گذاشته شود و مردم بدون شناخت به کسی که دارای چنین صفاتی نیستند، رای دهند، ابتدا از همه خود آنها آسیب خواهند دید.
نماینده‌ای که به مجلس می‌رود ابتدا باید دین‌دار باشد زیرا نماینده دین‌دار هیچ گاه دروغ نمی‌گوید، و به مردم وعده‌های دروغین نمی‌دهد.
اگر کسی زیاد قول و وعده می‌دهد، نمی‌تواند به آنها عمل کند. از این رو دیندار اگر از عهده قولی برنیامد حتماً از مردم عذرخواهی می‌کند. اگر نماینده‌ای از عهده کار و وظیفه‌اش برنیامد همانطور که از خداوند عذرخواهی می‌کند باید جسارت داشته باشد و خطای خود را پذیرفته و از مردم عذرخواهی کند.
شرایط در مجلس آن گونه‌ای است که اگر نماینده پاک‌دست نباشد، می‌تواند به راحتی به مردم خیانت کرده و جیب خود را پر کند.
نماینده‌ای که سطح مالی آن بیش از مردم عادی است و یا پس از نماینده شدن وضعیت و سلیقه‌ او تغییر کند، نمی‌تواند مردم را درک و دغدغه‌های آنها را بشناسد و مسلما اینگونه نماینده‌ها پس از مدتی به سمت و سوهایی می‌روند که جدا از مردم است. به همین خاطر به همه مردم توصیه می‌شود شخصی را به مجلس بفرستید که اصل ساده‌زیستی را حتما داشته باشد زیرا نماینده اشرافی به درد مجلس نمی‌خورد.
اگر سطح رفاهی نماینده‌ای بالا برود مسلما علاوه بر مردم به قانون و قانونگذار نیز ضربه وارد می‌شود.
بصیرت و نکته‌سنجی از ویژگی‌های بارز یک نماینده مجلس است، نماینده مجلس اگر شرایط را خوب بشناسد و خوب درک کند، قطعا می‌تواند تصمیم درست را در سخت‌ترین شرایط بگیرد و اگر نماینده‌ای بصیرت و نکته‌سنجی لازم را نداشته باشد علاوه بر خود بر جامعه نیز آسیب وارد می‌کند.

با این توصیف‌ها مردم به وجدانی که دارای چنین صفاتی است، رای خواهند داد.

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ ] [ محمد مسلم ]

یکی از کاندیدا های « هفتمین » دوره مجلس شورای اسلامی در تراکت های تبلیغاتی خود عهد نامه ای را در میان مردم توزیع کرد و رأی گرفت و به مجلس شورای اسلامی رفت . اکنون مرور می کنیم بند های این عهد نامه را تا مقایسه کنیم که با گذشت زمان ، امروز و پس از گذشت هشت سال از عمر همه آنهائی که بودند و دیدند و فراموش کردند ، چه مقدار پیشرفت کرده ایم که به آن افتخار کنیم . (ضمناً مستندات محفوظ و موجود است)

***********

رسیدگی به حال مستضعفین و مستمندان کشور در مجلس باید در رأس برنامه ها قرار گیرد .                  حضرت امام (ره)

گرفتاری های اقتصادی مردم همین بی کاری است . حل مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم باید در اولویت کار مجلس قرار گیرد.          مقام معظم رهبری

آینده ی بهتر برای نائین بزرگ ، پر افتخار و بلند آوازه در پرتو اهداف ، برنامه ها و طرح های :

اقتصادی :

الف ) صنعت :

1-      حمایت و گسترش و بهینه سازی کارخانجات موجود در نایین که با سرمایه های مردمی و مشارکت بخش ها ایجاد شده است .

2-     ایجاد کارخانجات جدید با بررسی های کارشناسانه ، مشارکت مردم و تسهیلات دولت در سطح منطقه .

3-     تأمین امنیت شغلی کارگران و شاغلیندر کارخانه های موجود در سطح شهر و منطقه .

ب ) فرش :

1-      ایجاد منطقه آزاد تجاری نائین برای صدور مستقیم فرش از نائین بزرگ .

2-     انحصاری کردن نقشه فرش نائین با آمیزه ای از طرح های سنتی و نوبه کمک نرم افزارهای جدید .

ج ) معدن :

احیاء معادن منطقه از طریق ایجاد منطقه ویژه یا قطب اقتصادی معدن در منطقه انارک و فعال سازی و سازماندهی بیش از 50 معدن شناسائی شده و تلاش در جهت شناسائی معادن جدید در سطح منطقه .

د ) کشاورزی :

1-      توسعه همه جانبه کشاورزی و دامداری با روش های نوین .

2-     مطالعه در زمینه تولید ، بسته بندی و صادرات زعفران و پسته نائین .

3-     احیای قنوات در جهت توسعه کشاورزی و بهسازی روستاها .

4-     تلاش در جهت اختصاص آب کشاورزی از اصفهان (از طریق کانال یزد)

رفاهی :

الف : ارتباط بین شهری :

1-      تأسیس فرودگاه به عنوان یک ضرورت توسعه و آبادانی .

2-     تأسیس ایستگاه مسافری راه آهن انارک .

3-     ایجاد ترمینال مسافربری نائین به اصفهان ـ تهران ـ مشهد و ...

4-     اصلاح و بازسازی جاده نائین ـ خور در قالب پروژه ملی .

 ب ) بهداشتی درمانی :

1-      اصلاحات کلی در نحوه ارائه خدمات عمومی ، تخصصی و فوق تخصصیبیمارستان حشمتیه و اهمیت جان بیماران و سلامت مردم .

2-     ایجاد کلنیک های تخصصی در رشته های مختلف پزشکی در سطح شهرستان و مراکز بخش ها .

3-     ایجاد مرکز درمانی و اورژانس شبانه روزی در محمدیه .

4-     ایجاد مرکز درمانی تأمین اجتماعی در نائین و انارک .

5-     ایجاد پایگاه انتقال خون و کلنیک سونوگرافی در شهر خور .

6-     حمایت از اقشار آسیب پذیر در خصوص هزینه های درمانی .

7-     راه اندازی مرکز فوریت های پزشکی جندق و داروخانه شبانه روزی در آن شهر .

ج ) خدماتی :

1-      حل مشکل آب نائین و آبرسانی به انارک و ...

2-     تلاش در سراسری کردن برق منطقه خوروبیابانک .

3-     توسعه پوشش تلفن همراه در تمامی سطح منطقه از شهر تا روستاهای دور دست .

4-     تسهیل در واگذاری زمین جهت ساخت مسکن برای جوانان .

فرهنگی ، اجتماعی :

1-      تأسیس مجمع فرهیختگان نائین به منظور مشارکت تحصیل کرده های نائینی در پیشرفت و آبادانی نائین .

2-     ایجاد امکانات ورزشی و تفریحی ویژه بانوان .

3-     توجه ویژه به امکانات ورزشی ، فرهنگی و تفریحی جوانان .

4-     تأسیس مجموعه فرهنگی ، توریستی کویر .

5-     توسعه کمی و کیفی رشته های دانشگاهی در دانشگاه های نائین .

6-     ایجاد سینما و فرهنگسرا در نائین و خور .

7-     توجه ویژه جهت حل مشکلات معلمان و فرهنگیان عزیز در سطح شهرستان و منطقه .

8-    همکاری و همفکری مستمر با شورای اسلامی شهر و روستا در جهت محرومیت زدائی و تمرکز زدائی در بخش های مختلف .

۹- تقویت سازمان آموزش فنی و حرفه ای از نظر علمی ، فنی و...

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ ] [ محمد مسلم ]
دقت کنیم در انتخابمان دچار انحراف نشویم و عقلانیت داشته باشیم و از عبادت تفکر و ثواب آن بهره ها ببریم زیرا در محضر حق تعالی جواب گوی عمل خود باید باشیم

آدمیان یکسان نیستند ۱) برخی به نعمت های دنیوی توجه دارند. ۲) برخی دیگر به نعمت های بهشتی نظر دارند. ۳) و کسانی هم هستند که رضوان الهی - قرب و جوار حق را می طلبند . 

[ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ ] [ محمد مسلم ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ای گل نرگس شهلا که به آیین حیا

درباغ فکنده ای سر از شرم به پا

محبوب تری زهر گلی در گلشن

با قامت موزون و جمال زیبا

nargsk49@gmail.com
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم


فال حافظ


تعبیر خواب آنلاین

دریافت کد بارش ستاره از بالای وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع وبلاگ نویسان جوان